
نوشته شده توسط سحر23 در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 10:3 موضوع | لینک ثابت
.jpg)
.jpg)
سلام..لینک مستقیم سایت سینمای ما برای دانلود آنونس-عکس ها و پوسترهای فیلم "محاکمه در خیابان" ساخته استاد کیمیایی را برایتان در اینجا قرار می دهم امیدوارم لذت ببرید
.jpg)
.jpg)
http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-1903.html
نوشته شده توسط سحر23 در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط سحر23 در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت

معاون سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: قصد داريم كارهاي مربوط به پيگيري فيلمهاي توقيف شده را تا قبل از شروع جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر انجام بدهيم و پرونده اين كار را ببنديم. جواد شمقدري درخصوص رفع توقيف فيلمهاي سينمايي گفت: همه فيلمها در برنامه رسيدگي هستند و هر كدام مسائل خاص خودشان را دارند كه نيازمند بررسي و مطالعات است.
وي درخصوص رفع توقيف فيلم «به رنگ ارغوان» ادامه داد: من قبلا پيگير رفع مشكل اكران اين فيلم بودم و بعد از اينكه در معاونت سينمايي حضور پيدا كردم، با توجه به آشنايي قبلي كارهاي لازم را براي رفع توقيف فيلم انجام دادم.
شمقدري در رابطه با زمان بازبيني فيلمهاي توقيف شده، افزود: قصد داريم كارهاي مربوط به پيگيري فيلمهاي توقيف شده را تا قبل از شروع جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر انجام بدهيم و پرونده اين كار را براي هميشه ببنديم.
* اگر اقدامي از نظر دستگاههاي ديگر جرم تلقي شود، در حوزه كاري ما نيست
معاون سينمايي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه درخصوص وضعيت بازيگران و كارگردانان ايراني خارج از كشور، بيان داشت: طبق يك قاعده كلي، همه كساني كه ايراني هستند، ميتوانند به ايران برگردند ولي طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران، اگر كسي مانعي داشته باشد كه نتواند به ايران بيايد، به حوزه كاري ما مربوط نميشود.
وي تصريح كرد: از نظر معاونت سينمايي كسي كه در خارج از كشور جلوي دوربين رفته، و در يك فيلم خارجي بازي كرده و الان ميخواهد در ايران بازي كند، مشكلي ندارد ولي اگر اقدامي از نظر دستگاههاي ديگر جرم تلقي شود، در حوزه كاري ما نيست.
شمقدري درخصوص ممنوعالخروج شدن تعدادي از هنرمندان گفت: اين امر به حوزه سينمايي برنميگردد و اين افراد به دليل كار هنري و سينمايي ممنوعالخروج نشدند ولي در اولين فرصتي كه بتوانيم پا در مياني كنيم، اين كار را انجام ميدهيم. البته كار معاونت سينمايي پا در مياني كردن نيست.
از فيلمهايي كه تكليف مبهمي براي نمايش عمومي دارند، ميتوان به فيلمهاي زير اشاره كرد؛
1- صدسال به اين سالها (سامان مقدم)، 2- مقلد شيطان (افشين صادقي)، 3- آتشكار(محسن امير يوسفي) 4- فرود در غربت (سعيد اسدي)، 5- نسل جادويي (ايرج كريمي)، 6- چشمهايت را ببند و شليك كن (عليرضا اميني)، 7- شهرت(ايرج قادري)، 8- ايران سراي من است (پرويز كيمياوي)، 9- تسويه حساب (تهمينه ميلاني)، 10 - سفر به هيدالو(مجتبي راعي)، 11- خواب تلخ (محسن اميريوسفي)، 12- جزيره آهني (محمد رسولاف)، 13- راي باز (مهدي نوربخش)، 14- صحنههاي خارجي(عليرضا رسولينژاد)، 15- ترانه تنهايي تهران(سامان سالور)، 16- چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (سامان سالور)، 17- باد ما را خواهد برد(عباس كيارستمي)، 18- نيوه مانگ (بهمن قبادي)، 19- آفسايد(جعفر پناهي)، 20 - چه كسي از گربههاي ايراني خبر دارد(بهمن قبادي) و 21- آنجا(عبدالرضا كاهاني).
نوشته شده توسط سحر23 در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 19:25 موضوع | لینک ثابت

در پي نامه سرگشاده «حامد بهداد» منتقدان و نويسندگان سينمايي به صحبتهاي وي درباره نویسندگان و منتقدان سينمايي واكنش نشان دادند. در پي اظهار نظر حامد بهداد در مورد منتقدان سينمايي و ماهنامه فیلم در قالب يك نامه سرگشاده، خبرگزاری فارس در گفتو گو با گروهي از منتقدان و نويسندگان سينمايي، نظرات آنان را درباره اين نامه جويا شد.
«حسين سلطانمحمدي» منتقد سينما در اين زمينه گفت: سينما يك كار گروهي است و وظيفه يك رسانه كاملاً روشن است. رسانهها كالاي فرهنگي را به جامعه معرفي ميكنند، سهم عمدهاي در اطلاعرساني دارند و به نظر من بايد حرمت همه افراد نگه داشته شود، رسانهها سهم دارند چرا كه كالا را معرفي ميكنند و در كنار آن ايجاد شناخت ميكنند و اگر قرار باشد حرمت آنان حفظ نشود، رابطهها هم شكسته ميشود چرا كه همه لازم و ملزوم هم هستيم.
وي در ادامه افزود: ما به اندازه دانش خود نقد ميكنيم و پيشنهاد ميدهيم و همان طور اين كالا جلو ميرود. اگر به ما اعتماد داشته باشند نقد را ميخوانند و استفاده ميكنند. بديهي است كه ما در نقد با كسي تعارف نداريم و منتقدان هميشه سختگير هستند و در جامعه اين طور است كه خيلي بازيگران به نقد اهميت نميدهند، همان طور كه بعضي نشريات عكس اين بازيگران را چاپ ميكنند و آنها را معرفي ميكنند و كالا عرضه ميشود كه اين يك امتياز مثبت است. بازيگران هم اين امتياز را به ما بدهند تا به نقد كشيده شوند و در كارهاي آتي، اشكالاتشان را بر طرف كنند. اگر «حامد بهداد» به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شده و حالا در نقد ميتواند اظهارنظر براي خوش داشته باشد، نه اينكه توهين و بي احترامي كند.
سلطان محمدي اظهار داشت: امسال اگر ما منتقدان نبوديم «درباره الي...» به اسكار راه پيدا نميكرد. ما شمشير دو لبه هستيم و «حامد بهداد» هم به ما نياز دارند.
«حسن معظمي» روزنامهنگار و منتقد سينما نيز گفت: فعالان عرصه رسانه به خصوص رسانههاي هنري و به خصوص بازيگران، اگر به تخصص ، سطح كار، نوع كار و دانش كار خود اعتقاد دارند، هيچگاه نبايد نگران نقد شدن كار خود و بازيهايشان در آثار هنري باشند، در غير اينصورت هيچيك از خصوصيات ياد شده را نميتوانند داشته باشند.
وي در ادامه افزود: در همه جاي دنيا بازيگران حرفهاي، صاحب سبك و داراي رتبه هنري همواره از نقد كار خود، ولو اين كه موردپسند آنان نباشند، استقبال ميكنند. حال اگر هنرمندي خارج از اين دايره عمل كند، بديهي است كه نميتواند به آن بازيگر، هنرمند و يا فعالان صاحب عرصهها، حرفهاي اطلاق كرد.
معظمي در ادامه اظهار داشت: به نظر ميرسد كه بازيگران جوان تلويزيون ميبايست در مسير حرفهاي شدن و ارتقاي رفتار اجتماعي متناسب حرفهاي كه در جامعه به آن ميپردازند، حركت كنند. انتظار ميرود هنرمندان الگوي رفتار و منش فرهنگي با روايت و قواعد حرفهاي باشند.
«طهماسب صلحجو» منتقد سينما نيز گفت: جملاتي كه آقاي «حامد بهداد» در يادداشت خود به كار برده صحيح نيست.
«محمدتقي فهيم» منتقد اظهار داشت: اين اتفاق را ميتوان از دو جنبه مورد بررسي قرار داد. يكي اين كه به نظر من «حامد بهداد» بايد رعايت همه جوانب را ميكرد و نسبت به نقد وامداري ميكرد.نقش منتقدان در ارتقاي سينما غير قابل كتمان است و «حامد بهداد» كمي بي انصافي كرده است.
وي ادامه داد: اما جنبه دوم اين است كه «مجله فيلم» در طي سالهاي گذشته نسبت به سينماي ايران كمي بي مهري كرده است و بازيگران جوان را هم حمايت نميكند كه اين حرف درستي است. به نظر من يكي از وظايف رسانه اين است كه كشف استعداد كند. در نظر سنجي اخيري كه از سوي مجله فيلم صورت گرفت، 90 درصد فيلمهاي انتخاب شده، فيلمهاي قبل از انقلاب هستند. آيا سينماي ايران در بعد از پيروزي انقلاب، از نظر تكنيك، ساختار، محتوا و ... پيشرفت نكرده؟ آيا اين بيانصافي نيست كه دل خيلي از جوانان سينما را در مجله فيلم بيآزاريم؟
فهيم در ادامه افزود: همان طور كه عرض كردم «حامد بهداد» هم بايد حرمت پيشكسوتان را نگه دارد، اما مجله فيلم نسبت به سينماي بعد از انقلاب واكنش مثبتي ندارد. خروجي نظرسنجي آنها، فيلمهاي قبل از انقلاب است و جتي به آثار صرفا جشنوارهاي هم توهين ميكند... همان فيلمهايي كه به اسكار راه پيدا كردند و فروش ميلياردي دست پيدا كردند.
«زاون قوكاسيان» منتقد سينما نيز گفت: من خودم با «هوشنگ گلمكاني» اختلاف دارم اما برايش خيلي احترام قائلم، براي اين كه او در شرايطي عهدهدار سردبيري مجله فيلم شد كه هيچكس اين كار را انجام نميداد. به نظر من هيچ بازيگري حق توهين به يك نويسنده و منتقد را ندارد و من متأسفم كه بازيگري كه بايد در جامعه نمونه باشد، اينگونه عمل ميكند و متأسفم براي سينماي اين مملكت، كه بازيگري كه تازه مطرح شده، هيچگاه نميتواند مثل «جمشيد مشايخي»، «عزتالله انتظامي»، «علي نصيريان» و ... باشد چرا كه الفباي انسانيت را بلد نيست.
«شهرام خرازيها» منتقد و نويسنده سينمايي هم داشت: به نظر من يك اظهار مكتوب سينمايي در جامعه هنري و مطبوعات آنقدر ارزش ندارد كه چنين واكنشهايي را برانگيزاند. در شأن يك هنرمند در حد و اندازه حامد بهداد - كه از برجستهترين هنرمندهاي سالهاي اخير سينماي ايران محسوب ميشود- هم نيست كه اين چنين عجولانه واكنش نشان دهد.
وي ادامه داد: شمار كساني كه بازي حامد بهداد را ميبينند، با شمار كساني كه نقد بازيگري او را ميخوانند، اصلا قابل مقايسه نيست. بنابراين اين بازيگر ميتواند با خيال راحت به فعاليت خود ادامه دهد. بي آن كه نگران تأثير گسترده اظهارنظر مكتوب در مورد بازيگرياش بر طرفدارانش باشد. در كشور ما نقد بازيگري در مكتوبات، آنچنان رشد و توسعه نيافته كه بتواند به افكار عمومي در مورد نحوه ايفاي نقش هنرپيشه جهت دهد.
نوشته شده توسط سحر23 در چهارشنبه ششم آبان 1388 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت

حامد بهداد بخشي از جايزه نقدي خود را به نخستين جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني در كانادا تقديم كرد. حامد بهداد كه يكي از دوران اين جشنواره است در راستاي حمايت از اين جشنواره و حركتهايي اينچنين بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني به رياست شاهرخ بحرالعلومي تقديم كرد و از زحمات اين جشنواره براي نمايش 115 فيلم كوتاه به صورت رقابتي و ارج نهادن به استعدادهاي جوانان فيلمساز ساكن ايران، قدرداني نمود.
اين جشنواره از 15 تا 22 آبان در تورنتو كانادا برگزار خواهد شد و 115 فيلم كوتاه سينماگران جوان در سينماي امپاير تورنتو روي پرده خواهد رفت و توسط داوران ايراني قضاوت خواهند شد.
اين جشنواره پيشتر قرار بود در مرداد ماه برگزار شود كه به دليل مشكلات كاري 2 نفر از داوران به آبان موكول شد.
اين نخستين جشنواره فيلم كوتاه ايراني در خارج از كشور خواهد بود كه با آثار فيلمسازان سينماي جوان به صورت رقابتي كار خود را آغاز خواهد كرد.
جايزه برتر اين فستيوال به نام «سيفالله داد» نامگذاري شده است.
نوشته شده توسط سحر23 در سه شنبه پنجم آبان 1388 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت

جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشتهاي منتقدين نميدانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكتهاي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه نابتر كنيم.
يادداشتي نوشته بوديد از سر بيعنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرمودهايد. خب نماينده مجلس ميشديد استاد. گيرم نظرتان راجعبه كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهتدار بر نقدي بهظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر ميدانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد ميميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نميشود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگسكوت و چيدمان عكسهايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق ميافتد. اين است كه ميگويم جهتدار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز ميروم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زدهام، منظوري مشخص را دنبال كردهام. مضاف بر اينكه ميدانم از تئاتر تجربي كمتر ميدانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.
نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اينكه در اهانتنامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر ميخواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانوادهام. ميخواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره ميكند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته ميرود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينهترين جريده سينمايي است و بس. ميرود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزشتان كم نميكند) اما آيا اين بود چشمانداز شما؟ اينگونه بهنظر ميرسد به محض اينكه پديدهاي نو و متفاوت به نگاهتان نميگنجد درصدد حذف آن برميآييد.
نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت ميكند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بيدانشي. از همين روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار ميشود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگريام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلمها هم مربوط ميشود. پس آن كارگردان كه ذوق ميكند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا ميدهد، شرح وظايفش از نگاه زيباييشناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلمنامهنويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه ميدهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانوادهام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده ميشود. نقش را باطن و لباسي متصور ميشوي اما فيلمنامه را كه ميخواني ذوقت كور ميشود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه بردهاي كارگر نميشود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس ميكنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را ميگويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران همنسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نميكنم. ريسك ميكنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحكترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من ميگويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بيتوجه بودهام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دلخون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بيتوجه بودهام يا ايشان به من؟ شما را چه ميشود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه ميگذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمينويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما ميكنيد.
نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقهتان را مخدوش ميكند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زدهايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كردهايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمانآرا، فرهادي، شهبازي و قباديها دعوت به همكاري كردهاند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشتههايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف ميدانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.
اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مينويسم از اينروست كه يك مويتان ميارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانهروز فرموده بوديد هنر كارگردانها اين بوده كه توانستهاند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهرهام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نميدانيد نقشي را كه بازي كردهام مابهازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكتهاي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برميگردد. براي من هوشنگ گلمكاني بيهيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه ميفرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.
در آن قحطي حوصلهتان كه حتي 6 خط مرا قابل نميدانست اميد همين تك كلمه هم نميرفت. منتقدين بيسواد هميشه از سينماگران عقبتر بودهاند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب ميكنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشتهاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشتهاي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگآور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي ميجويم.
نوشته شده توسط سحر23 در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 20:45 موضوع | لینک ثابت
حامد بهداد به جمع بازیگران فیلم "لطفا مزاحم نشوید" به کارگردانی محسن عبدالوهاب اضافه شد.
محمد احمدی تهیهکننده این فیلم گفت: تا کنون حضور باران کوثری، سیامک صفری، حامد بهداد و مجید بهرامی در این فیلم قطعی شده است و با برنامه ریزیهای صورت گرفته نیمه اول آبانماه "لطفا مزاحم نشوید" در تهران کلید میخورد.
این فیلم یک طنز اجتماعی است که بر اساس فیلمنامهای از عبدالوهاب ساخته میشود. محمد احمدی فیلمبرداری این پروژه را نیز به عهده دارد. عواملی که حضورشان در این فیلم قطعی شده عبارتند از سعید هاشمی مجری طرح، محسن غرایی دستیار اول کارگردان و برنامهریز، امیر اثباتی طراح صحنه، مهرداد میرکیانی طراح گریم و یدالله نجفی صدابردار.
محسن عبدالوهاب که فیلمهای سینمایی "خونبازی"، "ننه گیلانه" و "روزگار ما" را به همراه رخشان بنیاعتماد کارگردانی کرده است، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و کارگردانی را برای "خون بازی" دریافت کرده است.
نوشته شده توسط سحر23 در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 11:38 موضوع | لینک ثابت
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، قرار است از چهارشنبه همين هفته، فيلم «محاكمه در خيابان» جديدترين اثر سينمايي «مسعود كيميايي» روانه 50 سالن سينما در تهران و شهرستانها شود.
بر اساس اين گزارش، «مسعود كيميايي» در همين زمينه، در خصوص آخرين وضعيت فيلم خود به خبرنگار سينمايي فارس گفت: كپيهاي فيلم «محاكمه در خيابان» با طي آخرين مراحل فني، آماده شد و فيلم، در گروه سينمايي استقلال جاي «بيپولي» را خواهد گرفت.
وي به فارس گفت: فكر ميكنم «محاكمه در خيابان» فيلم خوبي شده و آن را دوست دارم.
«مسعود كيميايي» در يادداشتي ويژه كه ابتداي سال جاري آن را در اختيار فارس قرار داده بود، آخرين فيلم خود با نام «محاكمه در خيابان» را به اين شكل معرفي كرد:
«پسر جواني با دختري عروسي دارد چهار بعد از ظهر جوان كه كارگر يك تعميرگاه اتومبيل است،گل به اتومبيل قرض گرفتهاش زده و شادمان به دنبال عروس در آرايشگاه ميرود تا شب...اما از دوست و ديگران ميشنود كه عروس قبل از او روابطي با مردي داشته است.پزشك هم حاضر است از رابطهاي بگويد كه به داشتن كودكي و مرگ او تمام شده است...جوان 3 ساعت وقت دارد تا در شهر پر از اتومبيل ساعات عصر را بگردد تا در اين تهران بزرگ مرد را پيدا كند تا مطمئن شود عروس راست ميگويد. فيلم در همين 3 ساعت ميگذرد. جوان يك اتومبيل گل زده قرض گرفته دارد، يك كت و شلوار دامادي و يك چاقو...كار به كجا خواهد رسيد؟»
فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» پس از پايان نمايش «بيپولي» در گروه سينمايي استقلال توسط فيلميران اكران ميشود.
محمدرضا فروتن، نيكي كريمي، حامد بهداد، پولاد كيميايي، حميدرضا افشار، شبنم درويش، شقايق فراهاني، نگار فروزنده، محمد مؤيد، اكبر معززي و علياصغر طبسي از بازيگران اين فيلم هستند.
نوشته شده توسط سحر23 در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 10:19 موضوع | لینک ثابت

در مراسم اختتاميه فستيوال ابوظبی كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.
حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگرياش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربههاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلمهاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیتهای از کارشناسان بینالمللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شدهاند. در بخش فيلمهاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلمهاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.
نوشته شده توسط سحر23 در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 9:55 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
یادداشت هفتگی امير قادري در روزنامه اعتماد
تهران در انتظار بیستوهفتمین فیلم مسعود کیمیایی؛ «محاکمه در خیابان»
یادداشت شاپور عظیمی درباره جوابیه بهداد به ماهنامه فیلم
رفع ابهام برخی فیلم های سینمای ایران
اگر بهداد به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شده
حامد بهداد بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلمهاي كوتاه ايراني تقديم كرد
بوي بازنشستگيتان ميآيد جناب دن كورلئونه
بهداد به جمع بازیگران "لطفا مزاحم نشوید" اضافه شد
كيميايي: «محاكمه در خيابان» را دوست دارم
حامد بهداد به عنوان بهترين بازيگر جشنواره ابوظبي انتخاب شد
درباره وبلاگ

"حامد بهداد " متولد 6 آبان 1352 مشهد
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY